یک نفر ایرانی از حکام عهد خود غمینم

 یک نفر ایرانی از حکّام عهد خود غمینم

آرزومند حضوری سبز و انسانی امینم

از دروغ و از ریا و ارتجاع و خودفریبی

خون شده از بس که مالیدم به دیده آستینم

فرصتی پیش آمد و مردی امین آمد به میدان

داده ام رای خودم را تا بخندد سرزمینم

انتخابی باخرد از روی تدبیر و عقیده

با امید و آرزوی حلّ مشکل ها عجینم

از خدا خواهم که باشد مستقل دور از شیاطین

تا ندزدد ناامیدی با حضورش عقل و دینم .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

علی مرتضی ع

دوست