پست‌ها

آیسان سخن وحشی و تو درگیر آنی

 آیسان سخن وحشی و تو درگیر آنی آیسان درست کن حرف خود را در جوانی آیسان نگو فحش و بد و حرف اضافه آیسان تو سعیت را بکن چون میتوانی .

آیسان فیوز معرفت از تو پریده

 آیسان فیوز معرفت از تو پریده قمپوز چرا در میکنی ای ورپریده عشق تو شد پُز دادن و عکس و قمیشت صبح تا به شب هر پرده از مردم دریده . #کوتوال_خندان #طنز

آیسان ادب گام نخست شیرمردان

  آیسان ادب گام نخست شیرمردان نام از پدر بردن نباشد کار آسان زشت است پدر را سکّه ی یک پول کردن از گفتن راز پدر وحشت کن آیسان . #کوتوال_خندان #طنز

آیسان شب مستی دراز است و خماری

  آیسان شب مستی دراز است و خماری در صبح فردا می رسد با آه و زاری آیسان نکش پلهای پشتت را به آتش آیسان بترس از کزکز و درد نداری . #کوتوال_خندان #طنز

آیسان چقد تو بدزبانی مرد مومن

  آیسان چقد تو بدزبانی مرد مومن شد این مرض در روح تو انگار مزمن هی فحش و بد هی فحش و بد یعنی چه آیسان انگار دنبال تو کرده حضرت جن . #کوتوال خندان #طنز

دادی تو به من وعده بخشش و بهشت

 
 

دادی تو بمن وعده بخشش و بهشت

تصویر

یک نفر ایرانی از حکام عهد خود غمینم

 یک نفر ایرانی از حکّام عهد خود غمینم آرزومند حضوری سبز و انسانی امینم از دروغ و از ریا و ارتجاع و خودفریبی خون شده از بس که مالیدم به دیده آستینم فرصتی پیش آمد و مردی امین آمد به میدان داده ام رای خودم را تا بخندد سرزمینم انتخابی باخرد از روی تدبیر و عقیده با امید و آرزوی حلّ مشکل ها عجینم از خدا خواهم که باشد مستقل دور از شیاطین تا ندزدد ناامیدی با حضورش عقل و دینم .

اطرافیانی از رقیبم منتقد بودند

 اطرافیانی از رقیبم منتقد بودند اطرافیانم کرده تعریف مرا بیجا تعریف بیجا کرده اند از من پسندیدم تعریف او را کرده اند رنجیده از آنها تا در نهایت او قوی شد من تماشاگر او رفته در مقصد و من تنها زدم درجا هرکس که از خودراضی و دُگم است نمیداند اجرت نگیرد تا کسی کاری نکرد یکجا او شد قوی من گم شدم در گور خودخواهی باردگر گل خورده ام از دشمن دانا .

شد زمستان مدعی تر از بهار

 شد زمستان مدّعی تر از بهار خنده در پستوی خانه ماندگار بوده درگیر گرانی مملکت ، لاکچری شد کاسه ای ماست و خیار .

دادی تو بمن وعده بخشش و بهشت

 

چشم خود را که میگشایی تو

 

حیاط کوچک پاییز در زندان گرفتارم

 

جهان آبستن تدبیر و تغییر

 

تو بودی عاشقم حاشات تزویر

 

به نارفیقی این روزگار می خندم

 

ای عشق بر من عاشق ز خود ببار