از آغاز هرچه دیدم در علی مرتضی دیدم علی جان ، من شما را دست عدل کبریا دیدم شما را بوی گل ،چون اشک شبنم ،رقصِ پای آب شما را همنفس با ذات اقدس در حَرا دیدم تو را رُکن یَمانی در کنار چشمه ی زمزم تورا در هرصدا تا ماسوای رَبّنا دیدم به مهرت بسته ام دل در امید بخششت هستم تو را واضح وَ روشن در میان هَل اَتی دیدم تورا مولود کعبه ، جانِ کَرّمنا بنی آدم تورا مفهوم شیدائی وَ تا قالوبَلا دیدم تورا آرامش دلها ،تورا بر عاشقان مولا جهان را بحر هستی و شما را ناخدا دیدم میان کفرو دین در اتّهامم من ، نمیدانم خدا را در شما یا من شما را در خدا دیدم؟ #احمد_یزدانی #شبهای_قدر @ahmadyazdany
اگر وعده بمیدان پای کار است اگر جای عمل حاکم شعار است اگر نامحرمان دیگر امینند اگر خونابه اشک روزگار است اگر دارد طمع بر شیر روباه* اگر شد کعبه ی مردم اروپا اگر وادادگی دارد تفاخر اگر شد بر جوانان غرب رویا اگر در واعظان دیگر عمل نیست اگر یکعدّه میگویند دین چیست اگر شد مدّعی شیطان به ایران اگر همخوابه ی کشور گرانیست اگر شد ارثیه امر ریاست اگر بیمار دردش رو به شدّت اگر از در شده وارد چپاول اگر مهمانی است از جیب ملّت اگر تحریف میگردد وقایع اگر محصول خرمن هاست ضایع اگر پند خردمندان فراموش اگر لنگ است اوضاع صنایع اگر چشم وطن چون ابرها خیس اگر تهدید میگردد نوامیس اگر باند است حاکم جای قانون اگر شادی ز سردی میزند ریس اگر تلخست گفتن از حقایق اگر کشتی ما گردیده قایق اگر طفل روابط نخبگی هست اگر نخبه نباشد شخص لایق اگر سرقت هنر مثل هنرهاست برای سارقان بستر مهیّاست تمام واکنش ها از کُنش هاست همه از انعکاس کار ماهاست. احمد یزدانی
نظرات
ارسال یک نظر