پست‌ها

قلعه دیمه

تصویر
ای قلعه ی دیمه*کاخ ویران ای بُرج کهن ، کمند دیوان ای شیر گلوله خورده ، وحشی ای زخمی خشم روزگاران                روزی بشوی دوباره برپا؟ ای دیده ی اشکبار کیوان بر ماه و ستاره بوده ایوان ای مادر رنجدیده ی شهر ای ارثیه دلیر مردان               دستی برسد برای احیا ؟ دیدی چقَدَر امیر و سلطان بودی به همه پناه و اُسکان افتاده به غربت و غریبی در سینه نهفته داغ دوران                  مردی بشود دوباره پیدا؟ قدر تو نظافتت به مژگان بر دیده نهاد بایدت جان افتاده به چنگ بی خیالان ای خان که شدی اسیر چوپان            خون خورده ی در خودی ، شکیبا بستی تو وَ ما شکسته پیمان لطفی تو وَ ما نمادِ طغیان ویرانه تو را نگاه کردیم دیدی تو تبر بدست مهمان                 ما رفتنی و تو بوده بر جا هر سنگ تو یک گوهر و غلطان هرصخره تو ستون کیهان تا وقت رهائیت نمانده روزی تو چو سرمه روی مژگان    ...

حرف تا عمل

تصویر
حرف بهتر باشد از هر چیز  ، آنهم بی عمل می کنیم آغاز با حرف و چنین است و چنان هرکسی در هرکجا دارد نصیحت میکند الامان از این نصایح، الامان از گفتمان تا بپیچانی تو پیچ رادیو را در صبحدم یکنفر دارد نصیحت میکند از عمق جان چون که قبلا تشت او افتادو داری تو خبر می کنی خاموش و می افتی بفکر آب و نان نانوا دارد نصیحت می کند، بقال هم از صغیر و از کبیرِ ما همه یک نکته دان تا نباشد قدرت اجرا ، تمسک سوی حرف چون که گفتیم و نکردیم ، هست این اوضاعمان ای برادر ،حرف حرف است و نمیگردد عمل نیست هرگز گفته ها مثل عمل تاثیرشان بسکه می گوییم  ، تاثیری ندارد گفته ها فاصله بسیار باشد از عمل تا حرفمان احمد یزدانی

حقوق سال

چشمان ماه به چاهی نمی رسد پای گدا به ساحت شاهی نمی رسد بهترکه رحم کرده خدا مرگمان دهد وقتی حقوق سال بماهی نمیرسد #کوتوال_خندان #کمپین_هفته_لبخند_ایرانی @ahmadyazdany

غم زمانه

باید غم زمانه به پایان بیاورم عطر بهار را به زمستان بیاورم  قربان کنم به مسلخ عقلم بت هوس کُفرم به ساحت ایمان بیاورم  عشق وطن بسُرایم به دفترم عرض ادب به خدمت خوبان بیاورم  در سجده های شکر به جانان کنم سلام از عشق و نور منطق و برهان بیاورم چشم جهان که منتظر روشنائی است من هم نگاه کرده و از آن بیاورم شویم به چشمهٔ خورشید دیدگان  من سینه را به راه شریفان بیاورم ازظلم شرق و غرب که رنجیدہ خاطرم بسیارها نشانه و برهان بیاورم خون شد به سینه های همه لاله های باغ تا من قدح ز چشمه ی ایران بیاورم احمد یزدانی